سیاسی و عقاید اهل سنت
  
 فقط در مورد سیاست و عقیده
 
miifgf
مرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
افسانه آتش زدن درب خانه فاطمه
در دو مبحث گذشته به مواردی پرداختیم که نشان می دادند احادیثی که درباره به آتش کشیده شدن خانه فاطمه در کتب تاریخی وجود دارند بر خلاف بعضی از احادیث صحیح هستند و از طرف دیگر اشاره کردیم که کتب تاریخی مجموعه ای از احادیث صحیح و غیر صحیح را شامل می شوند که باید مورد بررسی قرار گیرند تا بتوان به آنها اعتماد کرد . حال برآنیم که به بررسی این گونه احادیث بپردازیم و نظر علمای جرح و تعدیل را در مورد آنها ذکر کنیم . برای این کار به سایت خوبی که در این مورد وجود دارد و در آن نظرات علما را گرد آورده است مراجعه می کنیم . این سایت که فیصل نور نام دارد علاوه بر بررسی این مورد به بررسی موارد دیگری نیز پرداخته است که مطالعه آنها می تواند بسیار مفید باشد .

وددت أنی لم أحرق بیت فاطمة.. (قول أبی بکر)
فیه علوان بن داود البجلی (لسان المیزان 4/218 ترجمة رقم 1357 – 5708 ومیزان الاعتدال 3/108ترجمة 5763). قال البخاری وأبو سعید بن یونس وابن حجر والذهبی »منکر الحدیث«. وقال العقیلی (الضعفاء للعقیلی3/420

آمده است که ابوبکر گفته است : ای کاش خانه فاطمه را آتش نزده بودم . در بین راویان این حدیث علوان بن داود البجلی وجود دارد که علمای جرح و تعدیل او را منکر الحدیث می دانند .



حدثنا ابن حمید قال حدثنا جریر عن مغیرة عن زیاد بن کلیب قال أتى عمر بن علی وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلى البیعة فخرج علیه الزبیر مصلتا السیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه« (تاریخ الطبری2/233).
جریر بن حازم وهو صدوق یهم وقد اختلط کما صرح به أبو داود والبخاری فی التاریخ الکبیر (2/2234).
المغیرة وهو ابن المقسم. ثقة إلا أنه کان یرسل فی أحادیثه لا سیما عن إبراهیم. ذکره الحافظ ابن حجر فی المرتبة الثالثة من المدلسین وهی المرتبة التی لا یقبل فیها حدیث الراوی إلا إذا صرح بالسماع.

در حدیث فوق آمده است که عمر به خانه علی آمد در حالی که طلحه و زبیر و عده ای از مهاجرین در آن خانه بودند که عمر گفت یا برای بیعت خارج شوید یا اینکه این خانه را به آتش خواهم کشید . پس زبیر در حالی که شمشیری با او بود خارج شد که با حمله به او شمشیر از دست او افتاد و او را گرفتند .

در راویان این حدیث مغیره بن المقسم وجود دارد که احادیث او مرسل است و او از مدلسین است .



ـ أحمد بن یحیى البغدادی ، المعروف بالبلاذری ، وهو من کبار محدثیکم ، المتوفی سنة 279 ، روى فی کتابه أنساب الأشراف 1/586 ، عن سلیمان التیمی ، وعن ابن عون : أن أبا بکر أرسل إلى علی علیه السلام ، یرید البیعة ، فلم یبایع . فجاء عمر ومعه فتیلة ـ أی شعلة نار ـ فتلقته فاطمة على الباب ، فقالت فاطمة: یا بن الخطاب ! أتراک محرقا علی بابی؟ قال:نعم، وذلک أقوى فیما جاء به أبوک!
هذا إسناد منقطع من طرفه الأول ومن طرفه الآخر. فإن سلمیانا التیمی تابعی والبلاذری متأخر عنه فکیف یروی عنه مباشرة بدون راو وسیط؟ وأما ابن عون فهو تابعی متأخر وبینه وبین أبی بکر انقطاع.
فیه علتان:
أولا: جهالة مسلمة بن محارب. ذکره ابن ابی حاتم فی (الجرح والتعدیل8/266) ولم یذکر فیه جرحا ولا تعدیلا ولم أجد من وثقه أو ذمه.
ثانیا: الانقطاع الکبیر من بن عون وهو عبد الله بن عون توفی سنة 152 هجریة . ولم یسمع حتى من أنس والصدیق من باب اولى الحادثة مع التذکیر بأن الحادثة وقعت فی السنة الحادیة عشر من الهجرة.
وکذلک سلیمان التیمی لم یدرک الصدیق توفی سنة 143 هجریة

در حدیث فوق آمده است : ابوبکر کسانی به خانه علی علی علیه السلام فرستاد که با او بیعت کنند که او بیعت نکرد پس عمر آمد و با شعله ای از آتش بود . فاطمه در درب منزل با او برخورد کرد و به او گفت ای پسر خطاب آیا درب خانه مرا آتش می زنی ؟ عمر گفت بله و این به آنچه که پدرت آورده است نزدیکتر است .

این حدیث نیز مرسل است : یکی به خاطر سلیمان التیمی که بلاذری در زمان او نبوده است و دیگری به خاطر ابن عون که ابوبکر را ندیده است ( ولی از او به طور مستقیم حدیث می آورد ) .

عن زید بن اسلم عن ابیه أسلم أنه حین بویع لأبی بکر بعد رسول الله صلى الله علیه وسلم کان علی والزبیر یدخلون على فاطمة بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم ویشاورونها ویرجعون فی أمرهم؛ فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: یا بنت رسول الله ما من الخلق أحد أحب إلی من أبیک، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک، وایم الله ما ذاک بما نعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندک أن آمر بهم أن یحرق علیهم الباب، فلما خرج علیهم عمر جاؤوها قالت: تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیکم الباب، وایم الله لیمضین ما حلف علیه: فانصرفوا راشدین فروا (فروا أفررته أفره: فعلت به ما یفر منه ویهرب. یقال: فر یفر فرا فهو فار إذا هرب. النهایة (3/427) ب) رأیکم ولا ترجعوا إلی فانصرفوا عنها ولم یرجعوا إلیها حتى بایعوا لأبی بکر.

و هذه الروایه منقطعه لأن زید بن اسلم کان یرسل و أحادیثه عن عمر منقطعه کما صرح به الحافظ ابن الحجر ( تقریب التهذیب رقم 2117 ) کذلک الشیخ الألبانی ( ازاله الدهش 37 و معجم أسامی الرواه الذین ترجم لهم الألبانی 73/2)

در کنز العمال ( 14138 ) آمده است : وقتی که بعد از رسول الله صلی الله علیه و سلم برای ابوبکر بیعت گرفته می شد علی و زبیر به خانه فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و سلم می رفتند و با مشورت می کردند . وقتی این خبر به عمر رسید خارج شد تا به فاطمه رسید و گفت : ای دختر رسول الله از پدر تو نزد من کسی محبوبتر نبود و بعد از پدرت نزد ما کسی محبوبتر از تو نیست . و این باعث نخواهد شد که من دستور ندهم که در را بر تو و اطرافیانت آتش زنند . وقتی که عمر خارج شد آنها ( علی و زبیر ) وارد شدند فاطمه به آنها گفت : می دانید که عمر به پیش من آمد و به الله قسم خورد که اگر باز گردید درب را به آتش خواهم کشید . پس آنها خارج شدند و به پیش فاطمه باز نگشتند مگر اینکه با ابوبکر بیعت کرده باشند .

این حدیث نیز مرسل است و احادیث زید بن اسلم از عمر منقطع است .

مواردی که ذکر شد نمونه هایی از احادیث ضعیف و ساختگی در مورد به آتش کشیده شدن خانه فاطمه بود . کسانی که تمایل دارند نمونه های دیگری را نیز مطالعه کنند می توانند به سایت فیصل نور مراجعه کنند .



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 9102


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها